|
هم اتاقی
میاد بارون احساس . از ابر تیکه تیکه آهای ای هم اتاقی . بیار شمع و چراغی
|+| نوشته شده توسط کسرا در جمعه سی ام شهریور 1386 و ساعت 19:20 حلالم کن
گريه کردم مثل ابرا بي تو مادر
حالا اگه دوست داری گریه کن.چون باید به اینم فکر کنی که یه روز ممکنه از دستش بدی و اونوقت خیلی دلت غریب میشه. |+| نوشته شده توسط کسرا در سه شنبه بیست و هفتم شهریور 1386 و ساعت 14:13 تنهایی
دلتنگیهاتو بردار به روی قلبم بزار
|+| نوشته شده توسط کسرا در دوشنبه بیست و ششم شهریور 1386 و ساعت 11:47 چتر
پنجره بسته دلم شكسته
|+| نوشته شده توسط کسرا در یکشنبه بیست و پنجم شهریور 1386 و ساعت 10:25 حیف همه چیزمون . . .
خورشید خاموش |+| نوشته شده توسط کسرا در شنبه بیست و چهارم شهریور 1386 و ساعت 10:19 خیلی وقته . . .
خيلي وقته که به خوابم نمي ياي
|+| نوشته شده توسط کسرا در دوشنبه نوزدهم شهریور 1386 و ساعت 9:8
تو چشم تو یه حادثه ست که از ستاره سر تره |+| نوشته شده توسط کسرا در یکشنبه یازدهم شهریور 1386 و ساعت 17:41 هم غصه
بيا لب واكنيم هم غصه ي من |+| نوشته شده توسط کسرا در پنجشنبه هشتم شهریور 1386 و ساعت 18:3 حسرت میخوردم اینقدر دیر با صدای مهستی اشنا شدم.واقعا بهترین ملودیها تو ترانه هاش یافت میشه.
غروبه و ابریه باز آسمون
|+| نوشته شده توسط کسرا در پنجشنبه یکم شهریور 1386 و ساعت 16:49 |
|















