تبليغاتX
رویاهای زیبا و دل انگیز
 به مدیونم همیشه

به تو مدیونم همیشه مگه میشه بی تو باشم
از شبی که روبرومه چه جوری بی تو رها شم
به تو مدیونم همیشه مثل شب به صبح فردا
مثل موجی سرد و تنها به نگاه ناز دریا
به تو مدیونم همیشه من خسته من ویرون
مثل خاکی سرد و تشنه به نوازشای بارون
به تو می رسم دوباره زیر رگبار ستاره
وقتی بارون نگاهت رو حریر شب می باره
اگه پایانی نباشی واسه بغض و خستگیهام
چه جوری برگردم از این جاده های بی سرانجام
تو خدای عاشقایی به تو مدیونم همیشه
وقتی اسمتو میارم نبض لحظه تازه میشه

|+| نوشته شده توسط کسرا در چهارشنبه سی و یکم مرداد 1386 و ساعت 10:56  
 کاشکی فقط یه ذره میدونستی.دنیا برام بی تو ماتمه.اونوقته که فقط گریه میخوام.(دلم خیلی گرفته)
شب آشيان زده
چكاوك شكسته پر
رسيده ام به ناكجا
مرا به خانه ام ببر

كسي به ياد عشق نيست
كسي به فكر ما شدن
از آن تبار خود شكن
تو مانده و بغض من

از اين چراغ مردگي
از اين بر آب سوختن
از اين پرنده كشتن و
از اين قفس فروختن

چگونه گريه سر كنم
كه يار غمگسار نيست
مرا به خانه ام ببر
كه شهر ، شهر يار نيست

مرا به خانه ام ببر
ستاره دلنواز نيست
سكوت نعره مي زند
كه شب ، ترانه ساز نيست

مرا به خانه ام ببر
كه عشق در ميانه نيست
مرا به خانه ام ببر
اگر چه خانه ، خانه نيست


|+| نوشته شده توسط کسرا در سه شنبه سی ام مرداد 1386 و ساعت 20:28  
 برهنه

در اين شبِ بي ماه و گل
ستاره ساز صحنه شو
رخت غزل كش پاره كن
در شعرِ من برهنه شو
تو بهترينِ صحنه شو
برهنه شو ، برهنه شو
موي تو آرامش آب
بوي تو عطر صد كتاب
بوسه ي جادويي تو
كشف دوباره ي شراب
تو بهترينِ صحنه شو
برهنه شو ، برهنه شو
ناخن سرخ دست تو
باغچه ي تب كرده ي من
كفش تو ساز كوليان
شال تو جاي گم شدن
چشم تو جاي امن شب
به وقت گرگم به هوا
سينه ي پر قصه ي تو
صداي معدن طلا
تو بهترينِ صحنه شو
برهنه شو ، برهنه شو
حرف تو گيلاس درشت
ناز تو ابريشم چين
اسم تو ياد گل ياس
بغض تو لرزش زمين
تو بهترينِ صحنه شو
برهنه شو ، برهنه شو

|+| نوشته شده توسط کسرا در چهارشنبه بیست و چهارم مرداد 1386 و ساعت 16:35  
 خداحافظ

خداحافظ برای تو چه اسان بود
ولی قلب من از این واژه لرزان بود
خداحافظ برای تو فقط رفتن
برای من ولی این رفتن جان بود
خداحافظ برای تو شگون داشت
برای من غم 100 آسمون داشت
برای من که محتاج تو بودم
شکستو ماتمو دردو جنون داشت
تو وقتی پرزدی دل باتو پر پر زد
فقط غمبود که اومد حلقه بر در زد

به سرنوشت بیندیش که چگونه تصویر گر جدایی هاست
برمن خرده مگیر چراکه جبر زمانه از آغاز هر زمانه از آغاز هر سلامی بدرود میرسد.

|+| نوشته شده توسط کسرا در سه شنبه بیست و سوم مرداد 1386 و ساعت 9:53  
 جاده

پس از مرگم بیا زیبا بهارم
بیا با جمع خوبان بر مزارم
سرت خم کن ببوس سنگ مزارم
که من در زیر خاک چشم انتظارم

***

بهترین ترانه رو من از چشای تو می سازم
تو قمار زندگیمون تو نباشی من میبازم

اگه باشی در کنارم با تو من مالک د نیام
بی خیال غربتو غم بی خیال نور فردام

دوست دارم دوست دارم تو این دنیا تو رو دارم
دوست دارم دوست دارم تو این دنیا تورو دارم

مثه آسمون که تنهاست امیدش چندتا ستاره اس
دیدن برق نگاهت باسه من عمر دوباره اس

از سر انگشت تو یعنی قصه خوبه نوازش
هر نگاه عاشق تو غزل آبی خواهش

جادهای مهربونی میگذره از تو نگاهت
روشن شبای تارم با خیال روی ماهت
جادهای مهربونی میگذره از تو نگاهت
روشن شبای تارم با خیال روی ماهت


 

|+| نوشته شده توسط کسرا در دوشنبه پانزدهم مرداد 1386 و ساعت 12:57  
 مادر

میم مثل ماه

میم مثل مریم

میم مثل مادر

کاشکی میشد بهت بگم چقدر صداتو دوست دارم چقدر مث بچگیهام لالاهیاتو دوست دارم

سادگیهاتودوست دارم خستگیهاتو دوست دارم چادر نمازو زیر لب خداخداتو دوست دارم

کاشکی رو طاقچه ی دلت آیینه و شمعدون میشدم

تو دشت ابری چشات یه قطره بارون میشدم

کاشکی میشد یه دشت گل برات لالایی بخونم

یه آسمون نرگس و یاس تو باغ دستات بشونم

لالايي لالايي لا لالا

بخواب که میخوام تو چشات ستاره هامو بشمرم

لالایی لالا لا لالا

پیشم بمون که تا ابد دنیارو با تو دوست دارم

دنیا اگه خوب اگه بد با تو برام دیدنه

باغ گلاي اطلسي با تو برام چيدنيه

|+| نوشته شده توسط کسرا در دوشنبه هشتم مرداد 1386 و ساعت 11:32  
 

ای همه آرامشم از تو پریشانت نبینم
چون شب خاکستری سر در گریبانت نبینم
ای تو در چشمان من یک پنجره لبخند شادی
همچو ابر سوگوار این گونه گریانت نبینم
ای پر از شوق رهایی رفته تا اوج ستاره
در میان کوچه ها افتان و خیزانت نبینم

مرغک عاشق کجا شد شور آواز قشنگت
در قفس چون قلب خود هر لحظه نالانت نبینم
تکیه کن بر شانه ام ای شاخه نیلوفری رنگ
تا غم بی تکیه گاهی را به چشمانت نبینم

قصه دلتنگیت را خوب من بگذار و بگذر
گریه دریاچه ها را تا به دامانت نبینم
کاشکی قسمت کنی غمهای خود را با دل من
تا که سیل اشک را زین بیش مهمانت نبینم
تکیه کن بر شانه ام ای شاخه نیلوفری رنگ
تا غم بی تکیه گاهی را به چشمانت نبینم
تکیه کن بر شانه ام ای شاخه نیلوفری رنگ
تا غم بی تکیه گاهی را به چشمانت نبینم



|+| نوشته شده توسط کسرا در شنبه ششم مرداد 1386 و ساعت 11:37  
 یاد من باش
 

به یاد باغ پرپر
به یاد نسترن باش
ای کفتر پریده
,گاهی به یاد من باش

تو اوج یک شبانه
تو عمق یک آینه
میون یک ترانه
گاهی به یاد من باش

ای کفتر پریده
ای رفته و رسیده
گاهی به یاد من باش

ببین بیین جه ساده
به ستاره سرنگون شد
میخک به خاک افتاد
شقایق غرق خون شد

ببین ببین چه آسون
به یک سفر شکستم
چنین به خود نشسته
از خود فرو نشستم

ببین بین چه تلخم
بی تو به این شبانه
از خود چه در گریز و
به نا کجا روانه

من ماه دلشکسته
من آفتاب خاموش
من قصه ی نگفته
ترانه ی فراموش

 

|+| نوشته شده توسط کسرا در پنجشنبه چهارم مرداد 1386 و ساعت 16:58