|
می شد از بودن تو عالمی ترانه ساخت |+| نوشته شده توسط کسرا در پنجشنبه سی ام فروردین 1386 و ساعت 11:38 چشمه
چشمه ام زلال و پاکم |+| نوشته شده توسط کسرا در یکشنبه بیست و ششم فروردین 1386 و ساعت 12:37 آسمون تشنه ی خونی
دلم گرفته اسمون نمیتونم گریه کنم |+| نوشته شده توسط کسرا در یکشنبه بیست و ششم فروردین 1386 و ساعت 12:20
بده دستاتو به من تا باورم شه پيشمي
|+| نوشته شده توسط کسرا در جمعه بیست و چهارم فروردین 1386 و ساعت 14:41
رد خون یه رد خونه روی ایوون توی باغچه |+| نوشته شده توسط کسرا در دوشنبه بیستم فروردین 1386 و ساعت 14:36
اگر می خوای با چلچله یه روزی همسفر بشی
|+| نوشته شده توسط کسرا در دوشنبه بیستم فروردین 1386 و ساعت 14:34 love is show kindness without any expectation(عشق محبت کردن بدون هیچ انتظاریست)
تو اون ابر بلندی كه دستات شفای شوره زاره
تو اون ساحل نوری كه هر موج به تو سجده میاره تو فصل سبز عشقی كه هرگل بهارو از تو داره اگه نوازش تو نباشه گل گلخونه خاره تو آخرین كلامی كه شاعر تو هر غزل میاره بدون تو خدا هم تو شعراش دیگه غزل نداره بمون كه شوكت عشق بمونه كه قصه گوی عشقی نگو كه حرمت عشق شكسته تو آبروی عشقی
|+| نوشته شده توسط کسرا در سه شنبه هفتم فروردین 1386 و ساعت 22:49 عاشقانه
ای شب از رویای تو رنگین شده
|+| نوشته شده توسط کسرا در یکشنبه پنجم فروردین 1386 و ساعت 11:11 |
|


